سلام
1-تعیین مقدار مواد اولیه مصرفی یا یا بریز مواد مصرفی از لحاظ مقدار و ارزش ریالی در هر واحد با احتساب میزان ضایعات عادی
آيا از نحوه تخصيص آن به محصول هم اطمينان داريد؟
2-تعیین تعداد کارکنان تولیدی و غیرتولیدی شرکت
راحت ترين كار ممكن است ولي چگون ميتوان هزينه اين افراد را درست با كمترين خطا تخصيص داد به محصولات توليد شده؟
3-تعیین ساعات کاری (توان ساعتی)کارکنان تولیدی
از حاصل ضرب تعداد نفرات در ساعات حضور عملي به راحتي بدست مي آيد ولي بحث ظرفيت ماشين آلات و حجم فروش پارامتر اصلي است.
4-تعیین هزینه های سریار(کلیه هزینه های عمومی)
پيچيده ترين مبحث در حسابداري همين تعيين سربار است اول بدست اوردن ولي مهمتر تخصيص آن است .
5-جمع کلیه هزینه حقوق ومزایا که تقسیم بر توان تولیدی خواهد شدو با احتساب سایر هزینه هانرخ یکساعت از جذب هزینه سربار و حقوق و مزایا را بدست میدهد
با اين شيوه قيمت تمام شده شما رد ميشود به اين معني كه كل هزينه هاي حقوق ارتباطي به محصولات ندارد و نيز توان توليد اگر شركت شما 20 نوع محصول توليد مي كند چطور ميتوانيد حقوق را تقسيم براين تركيب پيچيده كنيد؟
6-زمان مصرفی درتولید محصول در نرخ جذب حقوق و مزایا و سربار خواهد شد قیمت پایه بدست می آید
زمان چه توليد كنيد چه نكنيد مصرف ميشود پس معيار مصرف زمان نيست بلكه استفاده از ان است.
البته قصد بنده ادامه بحث است نه اينكه خداناكرده احساس كنيد با نظرات شما مخالف هستم بلكه اين روش شما رو رئيس هيئت مديره شركت قبلي ما مهندس شيمي بودن و ميگفتن من خودم يك مدير مالي هستم و مثل برق قيمت تمام شده حساب ميكنم و به همين شيوه حساب ميكردند.
اين روش بيش از دهها سال است منسوخ است و روش آماري بحساب مي آيد بلكه شما قيمت تمام شده را بايد زنده حساب كنيد يعني درحال توليد نه بعد از توليد.